Repository path: workshop/translations/hafez-ghazals-radif/source.md · rendered 2026-09-09
Page metadata (front matter)
| type | source |
|---|---|
| id | S-hafez-ghazals-radif |
| status | frozen |
| created | 2026-08-29 |
| updated | 2026-08-29 |
| links | workshop/translations/hafez-ghazals-radif/R55-v1/translation.md, wiki/arms/ARM-radif-hands.md |
Copy-text — «حافظ» غزل ۴ and غزل ۱۳۱
Witness: Ganjoor, Qazvini–Ghani text of the Divan of Hafez, https://api.ganjoor.net/api/ganjoor/page?url=/hafez/ghazal/<slug>, fetched 2026-08-29. Public domain (Hafez, d. c. 1390).
No second witness was collated. Ganjoor exposes one text and no free second Persian witness of the Divan was reachable this session; this is a stated limit, not a collation. The two poems are canonical and uncontested in the Qazvini–Ghani canon, which is the edition the census is built on.
The verse numbering is Ganjoor's hemistich order: odd = first hemistich, even = second. Rhyming positions are hemistich 1 and every even hemistich.
sh4 — غزل شمارهٔ ۴ — radif را, 8 bayts
- صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
- شِکر فُروش که عُمرَش دراز باد چرا تَفَقُّدی نَکُنَد طوطیِ شِکرخا را؟
- غرورِ حُسنت اجازَت مَگَر نداد اِی گُل که پُرسِشی نکُنی عَندَلیب شیدا را
- به خُلق و لطف توان کرد صیدِ اهلِ نظر به بند و دام نگیرند مرغِ دانا را
- ندانم از چه سبب رنگِ آشنایی نیست سَهیقَدانِ سیَهچشمِ ماهسیما را
- چو با حبیب نِشینی و باده پِیمایی به یاد دار مُحِبّانِ بادپیما را
- جُز این قَدَر نَتوان گفت در جَمالِ تو عیب که وضع مِهر و وفا نیست رویِ زیبا را
- در آسمان نه عجب گَر به گفتهٔ حافظ سُرودِ زُهره به رقص آورد مسیحا را
sh131 — غزل شمارهٔ ۱۳۱ — radif کرد, 8 bayts
- بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد هلالِ عید به دورِ قدح اشارت کرد
- ثوابِ روزه و حجِّ قبول آن کس بُرد که خاکِ میکدهٔ عشق را زیارت کرد
- مُقامِ اصلیِ ما گوشهٔ خرابات است خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد
- بهایِ بادهٔ چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد
- نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی کسی کُنَد که به خونِ جگر طهارت کرد
- فغان که نرگس جَمّاشِ شیخِ شهر امروز نظر به دُردکشان از سرِ حقارت کرد
- به رویِ یار نظر کن ز دیده مِنّت دار که کاردیده، نظر از سرِ بِصارت کرد
- حدیثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد